الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

34

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

( 1 ) و نيز فرموده‌اند : عالمان اين امت دو گروهند ، گروهى كه خداوند به آنان دانش ارزانى فرموده است و آنان با دانش رضاى خداوند و سعادت جهان ديگر را طلب مىكنند و آن را براى مردم بذل مىكنند و طمع و آزى ندارند و دانش خود را به بهاى اندك نمىفروشند . براى اينان همهء جانداران دريا و خشگى و پرندگان آسمان آمرزش خواهى مىكنند و به پيشگاه الهى وارد مىشوند در حالى كه سرور و شريفند . گروه ديگر ، خداوند به آنان دانش ارزانى فرموده است ولى آنان در آن باره بر بندگان خدا بخل مىورزند و آزمند مىشوند و آن را به بهاى اندك مىفروشند . اينان روز قيامت به لگام‌هاى آتشين لگام زده مىشوند و فرشته‌يى از فرشتگان ، در حضور همگان ، ندا مىدهد كه اين فلان پسر فلان است ، خدايش در جهان دانش ارزانى داشت ولى او بر بندگان از بخشش آن بخل ورزيد ، و همچنان تا از حساب فارغ شود ، آن فرشته ندا مىدهد . ( 2 ) از على بن ابى طالب ( ع ) روايت است كه پيامبر ( ص ) چنين فرموده‌اند : هر كس علم را براى خدا طلب كند ، به هر مرحله از آن كه برسد ، در نفس خود نرمى بيشتر احساس مىكند و نسبت به مردم فروتن‌تر مىشود و بر بيم او از خدا و كوشش او در دين افزوده مىشود ، و اين كسى است كه از علم بهره‌مند مىشود و بايد آن را آموزش دهد . و هر كس علم را براى امور دنيا و منزلت پيش مردم و بهره‌ورى در پيشگاه پادشاه بياموزد ، هر چه از آن به او برسد ، موجب خود بزرگ بينى و فخر فروشى بيشتر او به مردم مىشود و مايهء فريب خوردن بيشتر او در قبال خداوند و ستم به دين مىشود . چنين كسى از دانش بهره‌مند نمىشود و از دليل و برهان نسبت به خود عاجز مىماند و روز رستاخيز مايهء زبونى و پشيمانى بيشتر او خواهد بود . ( 3 ) پيامبر ( ص ) فرموده‌اند : چون آدمى مىميرد عمل او قطع مىشود مگر در سه مورد ، دانشى كه از آن بهره برده شود يا صدقه‌يى كه براى او جارى باشد يا فرزند شايسته‌يى كه براى او دعا كند . « 1 » ( 4 ) و نيز فرموده است : روز رستاخيز نخست شفاعت پيامبران پذيرفته مىشود و سپس شفاعت عالمان و پس از آن شفاعت شهيدان . « 2 »

--> ( 1 ) . بغوى درگذشتهء 244 در مسند خود و در المصابيح ، ج 1 ، ص 20 ، و ابن عبد البر در صفحهء 14 المختصر آورده‌اند ، به نقل از حواشى صفحهء 20 جلد اول محجة البيضاء . م . ( 2 ) . ابن ماجه در سنن خود به شمارهء 4209 و حميرى در صفحهء 31 قرب الاسناد آورده‌اند . م .